نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلتنگی غروبِ همه جمعه های من كی می رسد به صحنِ حضورت صدای من دیگر دلم برای شما پر نمی زند برگرد و بالِ تازه بیاور برای من غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم حتی نیامده است به كارت دعای من اشكت اگر به نامه ی اعمال من نبود بخشش نبود، شامل یا ربنای من یك روز، محض خاطر این چند قطره اشك وا می شود به خیمه ی سبز تو پای من با تو هوای ماه عزا چیز دیگری است ای بانی محرم و صاحب عزای من امشب میان سینه زدنها و اشكها مُهری بزن به نامه ی كرب و بلای من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد