
جهانگیر و جهان بخش و جهان آرا علی اکبر فلک دست و فلک جاه و فلک پیما علی اکبر زبانها قاصرند از مدح تو آنجا که در وصفت سروده شعر علیِ عالیِ اَعلیٰ، علی اکبر ندیده هیچ چشمی در تمام عالم امکان عدیلت را، شبیهت را، نظیرت را، علی اکبر به وقت خواندن تکبیرة الاحرام با یادت چه خوش الله اکبر میشود معنا علی اکبر منم پایینتر از پایینتر از پایینتر از پایین تویی بالاتر از بالاتر از بالا علی اکبر تو از بس سفرهداری کردهای، در شهر پیغمبر شده بعد از حسن، با تو کرم معنا علی اکبر اگر بگذاشت دست خویش را بر شانهی جدت خدای لامکان در لیلة الاسرا علی اکبر بنازم شانههای استوارت را که صدها بار بر آنها تکیه داده زینب کبری، علی اکبر ***** یه کمی دیر رسیدم بالا سرش فکر کنم که دیگه جون داده علی یه جوری انارمو زمین زدن هر دونهاش یه جایی افتاده علی بین این همه نامحرم پسرم عمه زینبو رها کردی چرا چقده خون مگه رفته از تنت خاک زیر پامو گِل کردی چرا دیدی آخر اینا با کشتن تو چه بلایی سرم آوردن علی وقتی دیدن که دارم دق میکنم گریههامو مسخره کردن علی روی نعش جوونش یهو شنید یه صدای آشنا داره میاد یه کمی سرش رو برگردوند و دید زینبه! چرا داره تنها میاد؟! برخیز و رو به حرملهی بدنظر مده برخیز و پنجاه سال زحمت ما را هدر مده عمهات از حرم آمد چشم دشمن به زینبم افتاد