نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تو غروب سرخ این شهر جفا ماه عشقم توی آسمون نیا دلم امشب غم عالم رو داره دیده بارون غربت میباره پشیمونی دیگه سودی نداره تو خزون غم بهاری ندارم غیر سایه م دیگه یاری ندارم میریزه خون لبام آرزومه به آقام بدم از دارالعماره یه سلام آقام آقام یا حسین میاد از سرتاسر بازاراشون صدای تیشه ی آهنگراشون زانوهام میلرزه از پا میشینم نفسام پنجه كشیده به سینم خنده حرمله رو تا میبینم حالا كه خیال برگشت نداری نكنه اصغرو همرات بیاری امون از قحطی آب امون از حال رباب كه یه تیر شیش ماه رو برده به خواب آقام آقام یا حسین نیا كه نعل ها میشن پابوس تو بین نامردا میمونه ناموس تو میمونه قافله بی پشت و پناه تك و تنهایی علمدار سپاه حرم و هجمه ی بی رحم نگاه آقا جون مردم صد رنگو ببین روی پشت بومشون سنگو ببین زیر چتر سر تو كنار خواهر تو میسوزه موی سر دختر تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد