به مدینه خبر سوختنش را ببرید

به مدینه خبر سوختنش را ببرید

[ علی نجفی ]
به مدینه خبر سوختنش را ببرید
آه در سایه بیایید تنش را نبرید
پیشِ او نامِ حسین و حسنش را نبرید
از روی سینه‌یِ او پیرهنش را نبرید
بگذارید که راحت بدهد جان زینب

هر چه کردند نسوزد دَمِ آخر که نشد
یا کمی کم بشود گریه‌یِ خواهر که نشد
یا به عباس نگوید غمِ معجر که نشد
یا نخواند نَفَسی روضه‌یِ حنجر که نشد
چه پریشان شده امروز، پریشان زینب

بی‌نَفس مانده و بالایِ سرش نیست کسی
رو به قبله شده و دور و بَرَش نیست کسی
تا بگیرند زیرِ بال و پَرش نیست کسی
یا بگیرند خبر از جگرش نیست کسی
زیرِ لب داشت حسینم سَنَ قوربان زینب

یادش اُفتاد خودش دید پَرَش را بُردند
دیر آمد سرِ گودال سرش را بُردند
با سرِ نیزه‌یِ سُرخی پسرش را بُردند
زودتر از زن و بچه خبرش را بُردند
می‌دَودَ در وسطِ خیمه‌ی سوزان زینب

یک طرف داشت سَنان باز سنان را می‌زد
یک طرف حرمله هم خُرد و جوان را می‌زد
همه‌ی قافله را دخترکان هم می‌زد
جای شلاق به تن، چوبِ کمان را می‌زد
تک و تنها شده با جمعِ یتیمان زینب

پربازدید ترین زمزمه علی نجفی محرم و صفر حضرت زینب (س)

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت زینب (س)

محبوب ترین علی نجفی

نظرات