نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من زینب صبور تو بودم هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد ای احترام واجب زینب دَمِ غروب عریان شدی و جسم تو بیاحترام شد *** حلالم کن حیدر نیومد میزدنت کاری زِ دستم برنیومد همسایهها دیدن صداشون درنیومد حلالم کن مادر افتادی دیدم من هرچی قد بلند میکردم نرسیدم *** ماتم گرفتم از الان دلشورهی سال دیگه ماه مُحرم گرفتم *** تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد، حسین پیر شد *** در زیر پای اسب دو کودک زِ دست رفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد