تصویر محسن عراقی - آن‌که در کوچه‌ها اباالفضلش

آن‌که در کوچه‌ها اباالفضلش

[ محسن عراقی ]
  • 6.2K
  • 3
  • 0
آن‌که در کوچه‌ها اباالفضلش
پاک می‌کرد ردّ پایش را

ماه از اوج آسمان افتاد
وسط راه نیمه‌جان افتاد
سایه‌اش را کسی ندیده ولی
بر سرش سایه‌ی سنان افتاد

مجبور بودم از دل بازار بگذرم
از کوچه‌های خنده‌ی اَشرار بگذرم
عباس کو که سایه‌ی آرامشم شود
چشمش دوباره آیه‌ی آسایشم شود

دستم نمی‌رسید سرت را بغل کنم
یا لحظه‌ای سرِ پسرت را بغل کنم

یک قافله شکار هزاران‌هزار چشم
افتاده در حصار هزاران‌هزار چشم

هم‌درد من شدند کنیزان سوخته
انداخت مَردکی طرفم نان سوخته

می‌سوخت زیر آتش نیزه سرت حسین
آتش گرفت روسری دخترت حسین

*****

(به تو از فاصله‌ی یک قدمی تیر زدند
قدّ و بالایِ رَسا هم سببِ دردسر است)
...
داد زدن
سر دختر تو فریاد زدن

حَرمله می‌خنده
وقتی داره دستای زینبتو می‌بَنده

این‌قدَر دست و پا نزن
آتیش به قلب ما نزن
با حنجر بُریده هِی مادرمو صدا نزن

پاشو ببین، با انگشت اشاره‌شون
حرومیا، می‌دن ما رو به هم نشون

نازنین‌دخترِ ارباب و لباسی پاره
بین چشمان عمو شده او آواره

می‌بینی وضع حالَمو
می‌بینی التماسَمو
می‌بینی موی سوخته‌مو
پارگیِ لباسَمو

پربازدید‌ترین‌های زمزمه محسن عراقی حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

پربازدید‌ترین‌های زمزمه حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های حضرت زینب (س)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های محسن عراقی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد