نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برادر کجایی؟اَمون از جدایی هنوز خواب میبینم، رویِ نیزههایی فدایِ نگاهت، فدا اشک و آهت جامونده دل من، توی قتلگاهت تنها حسین جان، ای کشتهی حسادتِ دنیا، حسین جان لب تشنه کشتنت لب دریا، حسین جان بی سر حسین جان، منو صدا زدی زیر خَنجَر، حسین جان میشنیدم اونجا نالهی مادر، حسین جان، بی سر حسین جان حسین چه زجری کشیدم، تا که شِمر و دیدم نِشِست روی سینَت، جایی رو ندیدم یه نامرد از اون دام، عباشو تکون داد سرت رو روی دست، به لشکر نشون داد قلبم شکست و، دیدم که با چکمه روی سینت نشست و با نیزهای داداش راه گلوتو بست و از دست شمرِ، هرچی که میکشم داداش، از دست شمرِ اونیکه سینهی تو رو، شکسته شمرِِ حسین حسین جانم اگر کشتند چرا آبت ندادند، تو را زان دُرِ نایابت ندادند اگر کشتند چرا خاکت نکردند، کفن بر جسم صد چاکت نکردند حسین جانم به یادت در نوایِ آب آبم، چُنان تو زیر تیغِ آفتابم تو راحت خفتهای در خانهی غم، ولی من از غَمَت خانه خرابم لباس تو در آغوشم برادر، صدایت مانده در گوشم برادر تو ماندی بی کفن بر خاک صحرا، چگونه من کفن پوشم برادر حسین جانم...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد