نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

از اون قدیما نگاه گرمت همش به من بود همه حواست به حال و روز من و حسن بود میشِستی پای بسترم مادرونه میذاشتی آب بالا سرم مادرونه با اینکه من بزرگترم ولی خواهر همیشه بودی یاورم مادرونه هر جا رفتم پا جای من گذاشتی زندگیتو به پای من گذاشتی بچههاتم برای من گذاشتی خیلی هستم مدیون تو زینب زینب قربون تو میبینی پیشت چجوری دنیا خجالتم داد بهخاطر من تن پسرهات زیر پا افتاد حالا بیام به خیمهها با چه رویی؟ بیام حرم با این دوتا با چه رویی؟ چجوری چشم تو چشم بشم، با تو آخه سر بگیرم پیشت بالا با چه رویی؟ بین میدون که چشماشونو بستم خیلی شرمندتم که زنده هستم مونده دو تا امانتت رو دستم معصومانه، خسته، آروم هر دو خوابن روی زانوم جوونا نیستن منم که دیگه عبا ندارم چجوری تنها دوتا شهیدو حرم بیارم تو خیمهها سقا باید که بمونه وگرنه دشمن حرمو میسوزونه ببین برادرت داره پسراتو کشون کشون به خیمهها میرسونه ای که یک عمره که هوامو داری میشه بازم بیای برای یاری لااقل تو یکیشونو بیاری گلهاتو از ریشه کندن حالا دارن بهت میخندن زینب زینب ای باوفا زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد