نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

من زینب صبور تو بودم ولی حسین هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد دیدم که حای آب لبت نیزه میخورَد از آن به بعد آب به لبها حرام شد ای احترام واجب زینب دم غروب عریان شدی و جسم تو بی احترام شد بعد از عبور چکمهی شمر از تنت حسین نوبت به اسبهای سواره نظام شد کارم کجا کشید که پرده نشین شب با شمر بد دهن سر تو همکلام شد **** داغ رباب تازه شد آن لحظهای که دید بالا نشست حرمله در مجلس یزید **** چه کرد با جگر تشنگان نمیدانم رباب را که زمینگیر کرد آب فرات سپید شد همهی گیسویش یکی یکی عروس فاطمه را پیر کرد آب فرات فرات همان که آبرویت را ز گریهاش داری سهشعبه در گلویش گیر کرد آب فرات دو قطره آب ندادی و شاه عطشان را چقدر حرمله تحقیر کرد آب فرات دوباره آب رسید و دوباره شیر آمد ولی چه سود دگر دیر کرد آب فرات *** مثلاً تو رو تاب میدم مثلاً به تو آب میدم مثلاً تو صدام کردی من با خنده جواب میدم مثلاً عمو برگشته شدم آره خیالاتی مثلاً همه جمعیم و توی آغوش بابایی لالایی گلم تشنهی یه جرئه آبه علی (بیا بغلم بخواب علی) **** غمت بر قلب خسته نیشتر بود جگر از دل دل از او ریشتر بود الهی من فدای غربت تو قد تیر از قد تو بیشتر بود **** در میان دو دختر زهرا یک نفر غایب و ماه کوکب شد ام کلثوم با تمام وجود هستیاش نذر نام زینب شد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد