نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میشوم در دامن تو پاکدامان بیشتر کعبهام دورِ سرت من را بگردان بیشتر دل همیشه روبهروی عشق کم میآورد دیدن یوسف زلیخا رفت، زندان بیشتر دست افسوسم نمیگیرد گریبان مرا گر به پای تو شوم پاره گریبان بیشتر فیض خود را از بساط ماتمت کم کرده است هر که وا کرده است با نام تو دُکّان بیشتر گرچه تا مژگان بیاید بار من را بسته است اشک میخواهم بیاید روی دامان بیشتر هر چه نگذارند گریه در حسینیه کنم میزنم ناله برایت در خیابان بیشتر هرشب ماه محرم اشک میریزم ولی اشکِ چشمم میشود شام غریبان بیشتر بین آنهایی که اموال تو را دزدیدهاند بود از هر دین و آیینی مسلمان بیشتر غارت اموال تو هر چند گریهآور است گریه دارد غارت طفلانِ گریان بیشتر بعد از آنی که سرت را بر سَر نیزه زدند خیمههایت سوخت اما موی طفلان بیشتر بر لب هر کس که نامت بود او را میزدند خواهرت در آن هیاهو داد تاوان بیشتر غیر زینالعابدین در خیمهها مردی نبود بود آن شب خیمه محتاج نگهبان بیشتر *** شام ماتم شده، ظرف نصف روز داداش قدم خم شده دور خیمهها پر از نامحرم شده شام ماتم شده داداش ای جونم به فدات میبینی از موج افتاد آب فرات داداش پاشو که ظرف آب آوردم برات جون من به فدات تشنه جون دادی و پیرم کردن از این زندگی سیرم کردن از حالِ بچهها، بعضیها جون دادن زیر دست و پا پی هر بچه دیدم یک بیحیا، از حال بچهها زینب بیچاره شد، گوش دخترات همه بیگوشواره شد وحشیونه کندن گوشا پاره شد، زینب بیچاره شد پشت خیمه یکی لالایی میخونه نالههاش قلبو میسوزونه *** اینجا حُرمت شکست، وقتی که با چکمه رو سینهات نشست سرتو برید گرفت جلو من روی دست، اینجا حُرمت شکست مُردیم این آخرا، همه چی غارت شد حتی معجرا به خدا از ترس میلرزن دخترا، مُردیم این آخرا *** من زینب صبور تو بودم ولی حسین هنگام قتل صبر تو صبرم تمام شد دیدم که جای آب لبت نیزه میخورد از آن به بعد آب به لبها حرام شد ای احترام واجب زینب، دم غروب عریان شدی و جسم تو بیاحترام شد خیلی نگاهشان به من اذیت کننده بود دور و بر تو دور و برم ازدحام شد کارم کجا کشیده که پرده نشین شهر با شمرِ بددهن، سر تو همکلام شد *** امشب به صحرا بیکفن جسم شهیدان است شام غریبان است، شام غریبان است
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد