نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اگر دلواپس من بودهای، من بیشتر بودم میان بستگانم من به تو، وابستهتر بودم رسیده لحظهی مرگم، سراغم را نمیگیری به شوق دیدنت از صبح، هِی خیره به در بودم میان بسترم جان میدهم حالا، تکوتنها منی که لحظهی جان دادنِ چندین نفر بودم نگاه اولم را بین آغوش تو خندیدم از آن بدو تولد، با تو یکجور دگر بودم نگاه آخرم گودال بودی، گریه میکردم و از موی سر آشفتهات، آشفتهتر بودم هنوزم با مرور خاطراتت، جان به لب هستم سه ساعت زخم خوردی و، سه ساعت محتضر بودم به ابن سعد رو انداختم، آخر سر از غربت منی که از سخن با یک غریبه، بر حذر بودم تو شأنت دامن زهراست، نه مخروبهی خولی سرت را از تنورش درمیآوردم، اگر بودم تویی که شرط ضمن عقد من بودی، خبر داری؟ که من از کربلا تا شام، با که همسفر بودم؟ من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد، آن آشنا کرد بزرگ کوفه بودم روزگاری اسیری با وقار ما چهها کرد کنار نیزهی تو شمر آمد ارازل را میان ما، رها کرد کنیزم آمد و نشناخت من را برایم سفرهی خیرات، وا کرد رفتند و پا به جنّت الاعلا گذاشتند شش پهلوان که خواهر خود، جا گذاشتند رفتند و دختران علی را، خدای من در بین شمر و حرمله، تنها گذاشتند قامت کمان نمود، که یارش بایستد حقش نبود شمر، کنارش بایستد کوفه و بغض حیدر و حسودیا شبیه مادرم با این، کبودیا یه راست بریم محلهی یهودیا هر چی صدا زدم، من یه زنم زدن هم به تو سنگ زدن، هم به منم زدن اسمتو بردمو، تو دهنم زدن چشمت روشن، کوفه و شام بردن چشمت روشن، تو ازدحامم بردن چشمت روشن، بزم حرامم بردن اول هر کوچه، آخر هر کوچه، اول سرشماری میکنند چند جا گم کردهام، طفل هراسان تو را چشم سنگین دردش از دستان سنگین بدتر است چند جای شهر دیدم، آشنایان تو را نان با منّت به ما دادند، آن هم نان خشک مردمی که خورده بودند از ازل، نان تو را نیزهات را عامدانه، بین زنها میبَرند ای خدا لعنت کند آقا، نگهبان تو را چقدر خوبه حالم پدر چقدر خوش گذشت این سفر رو پَر قو میخوابم شبا، تا سَحر توی این شهر، یهودی نیست این کبودی، کبودی نیست صورتم گل انداخته هوای شام بهم ساخته اگه تو زیر دست و پا نبودی، خوب منم نبودم اگه میون آتیشا نبودی، خوب منم نبودم اگه جایی با اضطراب نرفتی، خوب منم نرفتم اگه توی بزم شراب نرفتی، خوب منم نرفتم تا رفتم از حال، گوشوار و خلخال گم کردم اینا چیزی نیست، بابا تو گودال گم کردم با صورتم چیکار کنم؟ فقط بگید کدوم طرف فرار کنم؟ نبودی دست به موم زدن منو درست جلو سر عموم زدن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد