نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بعد تو گذشته از سرم من تنهایی خودم یه لشکرم من تیری از قلب جمال حیدرم از نسل علی مرتضی فرزند امام مجتبی شیر بران در جولانم یک تنه که حیدر جنگاور شمشیر برانم ای عمو پرچمدار گردانم همرزم شهیدانم سرباز سراپا گوش به فرمانم یادگار برادرم من سپردهام به خواهرم هرجا رفت تورم ببره دست تو رها نکنه هرچی شد یه لحظه تورو از خودش جدا نکنه زاده حسنی و پارهی جگرمی تو به من بگو بابا من میگم پسرمی دنیا بیتو برام جهنمه حتی دم مرگ بشم پدر کمه سرشارم از عشقت که افتخارمه تاافتادی میون قتلگاه بی اختیار یهو زدم بهراه از شمشیر دشمن بیباکم بی سپر بیپروا مشتاق پرواز از این خاکم ای عمو من آمادهی دردم من از خود گذر کردم تصمیمم همینه برنمیگردم همهمه دور ما شده دستت از تن جدا شده هرچی که به من میزنن روتنه توام میخوره وای من داره سرتو پیش چشم من میبره اخرین شهیدی و لالهی مزارمی وقتی ک سر منو میبرن کنارمی زاده حسنی و پارهی جگرمی تو به من بگو بابا من میگم پسرمی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد