نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(بر لب بام اسارت آفتابم را ببین)2 (مثل این ویرانه احوال خرابم را ببین)2 (در جواب العطشهایت وجودم آب شد)2 (آب رد شد از سرم حالا سرابم را ببین)2 فکر کن مثل قدیمم، چشمهایت را ببند (دیدن الان من روضهست، خوابم را ببین)2 شب به شب تا چند بشمارم که پیدایت کنم میشمارم زخمهای بیحسابم را ببین (حسین)6 با چه زوری خواستند و با چه زوری حفظ شد سرافزارم بعد غارت، حجابم را ببین روزگارِ کاخِ سبزِ شام را کردم سیاه رد اشکم را، سلاح انقلابم را ببین (گرچه طوفان بلا فانوس عمرم را شکست)2 (بعدها در این خرابه بازتابم را ببین)2 (حسین)2 مثل قدیم آمدهای باز در برم با بوی سیب گیسوی خود در برابرم مثل قدیم آمدی اما نمیشود تا سوی دامنت بدوم پر بیاورم این چشم وا نمیشود اما تو باز کن (سیرم ببین و بعد بگو وای مادرم)2 (من را ببر کنار عمویم که حس کنم)2 بر روی شانههای بلندش کبوترم (باید مرا شبیه خودت بوریا کنی)2 (از بس که زخم خوردهام، از بس که پرپرم)2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد