نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سلام کربلایی، نگفتی بابایی که با سر میایی واسه دیدنم (مث روی زیبات، مث زیر چشمات مث زخم لبهات کبوده تنم)2 فکری برام کن بابا بازم صدام کن بابا پاشو نگام کن بابا درست میبینی بله پاهام پر تاوله از دست این حرمله تو راه همش عذابمون میداد هی سر اکبرو تکون میداد منو به این و اون نشون میداد (بابا حسین)2 (پدر دخترونه، میگم که بمونه خرابه که خونه نمیشه بابا)2 (کار ساربونه، پر از لخت خونه موهام دیگه شونه نمیشه بابا)2 خیلی سرم داد زدن با داد و فریاد زدن دندونام افتاد زدن تو ملا عام زدن سنگ از روی بام زدن بیشتر توی شام زدن گمونم از مادر تو بیشتر منو زدن خواهرتُ بیشتر سنگ به سرم خورد سر تو بیشتر (بابا حسین)3
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد