نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اینجا وفا دارد، وفاهای دروغی بازار هم دارد، چه بازار شلوغی بازار دنبال وفا رفتم، جفا داشت امّا خدا را شکر دیدم بوریا داشت از بام نه، از چشمشان افتادم آخر دیدی چه کاری دست زینب دادم آخر؟ مانند قربانی تنم را میکشیدند دست مرا بستند و از پا میکشیدند میخواستم خونم به پای ربّ بریزد گل در مسیر محمل زینب بریزد برگرد یا حسین، که رقیّه بیبابا نشه اسیر نامحرمها نشه **** منی که سایهام را مردم کوچه نمیدیدند منی که شش برادر داشتم، حالا نظر خوردم **** آه سرم بابا انقدر منو زدند کمرم بابا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد