نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اینجا كه آمدیم غم و غصه پا گرفت دلشوره ای عجیب وجود مرا گرفت حس غم جدایی این دشت لاله خیز بال و پرم جدا و دلم را جدا گرفت فالی زدم به مصحف پیشانیت حسین آیات غربت تو دلم را فراگرفت تنها دلیل بودن من! سایه ی سرم! زینب فقط به عشق برادر بقا گرفت حتی مدینه این همه زجرم نداده بود یك نیم روز جان مرا كربلا گرفت وای از دل رباب كه بیند به جای آب تیر سه پر به حنجر شش ماهه جا گرفت تا وقت هست حلقه ی انگشتری درآر از ترس ساربان دل زینب عزا گرفت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد