نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمری ز دیدار مُغیره، رنج بردم خون دلی بس سختتر از زهر خوردم من خود به چشم خویش دیدم وحشیانه بر مادرم میزد مغیره تازیانه من ایستاده بودم دیدم که مادرم را قاتل گهی به کوچه گاهی به خانه میزد گردیده بود قنفذ همدست با مغیره او با غلاف شمشیر این تازیانه میزد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد