دل بستهام مرا ز سر خویش وا مکن
حجتالاسلام میرزامحمدیپسندیدن43
بازدید2.7K
دل بستهام مرا ز سر خویش وا مکن از من مرا جدا کن و از خود جدا مکن هرگز نگویمت که بیا دست من بگیر گویم گرفتهای ز عنایت رها مکن تنها بود به دست تو طومار جرم من این مشت بسته را به بر خلق وا مکن نزد کریم فرق ندارند خوب و بد یکجا قبول کن همگان را سوا مکن