نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای جانِ جهان، جهانِ جان، ادرکنی قیّومِ زمین و آسمان، ادرکنی احیاگرِ صد دَمِ مسیحا، الغوث الغوث یا حضرت صاحبالزمان ادرکنی یا صاحبالزمان... **** یا کریمَ العَفو بیا و غفّارهایم را ببین خودِ بیحیایم، توبه و تکرارهایم را ببین آنقدر غرق گناهم که بریدم از خودم بندهی آشفتهام، رفتارهایم را ببین مشتِ خاکی هم ندارم تا بریزم بر سرم مشت میکوبم به دَر اصرارهایم را ببین هر کجا گفتی نرو، رفتم ضرر کردم خدا نادمم، چوبم نزن، اقرارهایم را ببین من به درد تو نخوردم بر سرم دادی بزن لطف کن یک بار هم آزارهایم را ببین جانِ آقای خراسان بیخیال من نشو از خودت طردم نکن زنگارهایم را ببین یا علی جانی که دادی را بگیرش در نجف جانِ من یا حیدرِ کرّارهایم را ببین فاطمه تا هر شبِ جمعه میآید کربلا شاه میگوید بیا زَوّارهایم را ببین دخترِ او در خرابه گفت بابا از طَبَق پای پُر از آبله با خارهایم را ببین تار میدیدم ولی من را کسی راهم نَبُرد دردِ دل با سایهی دیوارهایم را ببین آن که سر از تو بریده حرف من را هم بُرید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد