گرفت ماه دو صد حلقه از ستاره به دست

گرفت ماه دو صد حلقه از ستاره به دست

[ حاج محمود کریمی ]
گرفت ماه دو صد حلقه از ستاره به دست
به صفحه‌ی دفِ خورشیدِ خوش‌تلألو بست

نسیم، گرمِ سروش است روی مأذنه‌ها
در این ثنا، سماء رقص می‌کند چون مست

ندیده‌ است زمین با تمام تجربه‌اش
چنین طراوت و شیدایی از زمان اَلَست

به روی برف نشسته است ردّ پایی سبز
و این به معنی آن که بهار در راه است

طبیعت از نفَس پاک مِهر احیا شد 
بمیرد آن که به یک عمر بوده مُرده‌پرست

به پیش مَقدم آن کس که عشق می‌آرد
به جای بارش باران، فرشته می‌بارد

قمر به دور زمین، دست و پای خود گم کرد 
و ابر بارشی از شبنمِ تبسّم کرد

زلال چشمه که از آبِ برف می‌جوشد
زِ گَرد مَقدم دلدارمان تیمّم کرد 

شرابِ شور زِ انگورِ عشق بیرون زد 
دوباره لعل لبم بوسه از لبِ خون کرد 

اگر چه عهد نمودم که مِی نیاشامم
ولی کرشمه‌ی ساقی به دل تحکّم کرد 

مبین که مست شده‌ام حرف راست می‌گویم
به کفرِ خویش دلم حرفِ دین ترنّم کرد

که دوش فارغ از این عالم شهود شدم
به سمت قبله‌ی دلدار در سجود شدم

اگر چه اهل ریا می‌کنند تحقیرم
خوشم که در رَهَت آماج تیرِ تکفیرم

من از گناهِ دلم هیچ پایی پس نکِشم
و حرف خویش چو نامرد پس نمی‌گیرم

هنوز جان نسپردم به رونماییِ تو 
بیا با کرم خود ببخش تأخیرم 

جنون، نتیجه‌ی یک جلوه از شمایل توست
و من هلاکِ جنون، سینه‌چاک زنجیرم

اگر به سوی جمالت نماز می‌خوانم
تو خود شبیه خدایی و نیست تقصیرم

بر آن سرم که دلم با تو صاف صاف کنم 
به گِرد روی تو تا زنده‌ام طواف کنم

دلیل بودنِ هستی، هُبوط کردنِ توست
به جسم مرده‌ی ما روح از دمیدنِ توست

لبِ نیاز تَرَک‌خورده‌ی بنی آدم
در انتظار تو ای آب، تا رسیدنِ توست

بلا به دور که بَدخواه توست دشمنِ من 
سرش به جسم زیاد است هر که دشمن توست

هر آن که حسرت روی تو را به خاک بَرَد
نمرده، کشته شده، خون او به گردن توست

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

همه موسم تفرّج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نِه بنشین کنار جویی

بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خُمّ مِی سلامت شکنم اگر سبویی

عذاب و آتش دوزخ چه سهل می‌باشد
که دردناک‌ترین درد‌ها ندیدنِ تو باشد

امیر کلّ جهان، بُت به عالمِ امکان 
تمام خلق فدای تو ای امام زمان

اَلا که با قدمت از امید سرشاری
هزار رخنه درم داغِ جانِ من داری

تو که از قبیله‌ی عشق و عشیره یاسی
تو که از تبار محبّت زِ قوم احساسی

خبر نداشت اگر لیلی از دل مجنون 
ولی تو از دل مجنونِ من خبر داری

زِ ناامیدی اگر دامنت زِ دست دهم
تو دست از دل بی‌چاره برنمی‌داری

اگر تو حیدری این حرف‌های دیگر چیست 
که خلقِ حیدر کرّار نیست تکراری 

بیا و پرده زِ رخ باز کن همین یک‌بار 
که باز سجده کنم رو به حیدر کرّار

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام زمان (عج)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نظرات