
چشم تو در کار حسین است و بس کار تو تکرار حسین است و بس بیرق سنگین تو وقتِ قیام دستِ علَمدارِ حسین است و بس قلب تو انگار گرفتارِ اوست هر که گرفتارِ حسین است و بس پرده گشا، دیدنِ روی شما لحظهی دیدار حسین است و بس رُو به دلِ زینبیات صبح و شام سورهی "وَالعَصر" عَلَیکَ السَّلام ***** زائر همسُفرهی غمها حسن عشق تو آقای کرَمها حسن روز ظهور تو مهم است چون دارد از آن روز حرمها حسن میرسد آن روز که ببینیم باز بینِ بقیع نقشِ علَمها حسن روی ضریحی که تماشایی است نقش نمایند قلمها حسن ای حسنیجلوه و حُسنِ تمام سورهی "وَالعَصر" عَلَیکَ السَّلام ***** جای حرم، غربتِ زهرا که هست یک نفر از عترتِ زهرا که هست پیش تو گیریم نداریم جای خب قسمِ حضرت زهرا که هست گرچه گره در گرهام، نیست غم دستِ شما تُربتِ زهرا که هست ما که نباشیم چه غم، تو بیا دیدنِ تو قسمتِ زهرا که هست روز تقاص است و تویی انتقام سورهی "وَالعَصر" عَلَیکَ السَّلام ***** هِیبت تو رفته به مولا علی حیدری و وقتِ تماشا علی میرسد از هر دو لبِ ذوالفقار لات و هُبَل را بشکن یا علی خاطرهی رزم علی در نبرد مثل تو میگشت مهیّا علی نیست تو را کعبهای الّا حسین نیست تو را قبلهای الّا علی میرسی و تیغ دو دَم بی نیام سورهی "وَالعَصر" عَلَیکَ السَّلام ***** جلوهگرِ حضرت ختمیمَآب حضرت خورشیدِ محمّد، بتاب خاتم انگشتریِ خاتمی جذبهی فیروزهی احمدرکاب جاذبهی گنبد خَضرا، بیا تا بدرَد سینهی خود آفتاب ای شَرَفُ الشَّمسِ پیمبر لبت راز مسلمانی اهل کتاب ذکر سلام و صلواتم مدام سورهی "وَالعَصر" عَلَیکَ السَّلام ***** آه از آن ساعتی که با تنِ چاک چاک نهادی ای تشنهلب صورتِ خود روی خاک ... دیدم آن دَم که سرِ نیزه فرو رفت به خاک شدم از غصّه هلاک به سرِ نیزه درآمد ز لَحَد پیکر تو به فدای سرِ تو ... حل نشده برایم این مسئله ز چیست جنگِ اصغر و حَرمَله؟! ***** (آه از دَمی که لشکر اعدا نکرده شرم کردند رُو به خیمهی سلطان کربلا)