
ای آخرین امیدِ رسالت! خوش آمدی خورشید آسمانِ عدالت، خوش آمدی سر تا به پات قدر و جَلالت، خوش آمدی بنیانکَن اساسِ ضلالت، خوش آمدی با مَقدمِ تو گشت زمین رَشکِ آسمان عَجِّل علیٰ ظهورِکَ یا صاحب الزّمان اسلام با ولادت تو باز جان گرفت روی ندیدهی تو دل از آسمان گرفت دین با ولایتت شَرفِ جاودان گرفت حُسنت به اتّفاق ملاحت جهان گرفت جاءَ الحَقَت رسید به گوش جهانیان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان ای از خدا سلام به جسم و به جان تو آوای وحی میشنوم از زبان تو دل بُرده از پدر ز ملاحت بیان تو قرآن بخوان که بوسه زند بر دهان تو ای عمرِ وحی از نفَست گشته جاودان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان میلاد تو ولادت خوبانِ عالَم است عید هزار موسی و عیسی ابن مریم است میلاد اهل بیت رسول مُکرّم است میلادِ دیگرِ شهدای مُکرّم است میلاد سیّدالشّهدا را دهد نشان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان باز آ که اولیاء خدا چشمشان به توست یاران سیّدالشّهدا چشمشان به توست سرهای تشنه گشته جدا چشمشان به توست مکّه، مدینه، کربوبلا چشمشان به توست کعبه گشوده چشم به راه تو همچنان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان ما از تو دور و جای تو پیوسته بینِ ماست روی ندیدهات همهجا نور عِینِ ماست چشمانتظارِ ماندن ما دین و دِین ماست جمعه گواه نالهی أینَ الحسینِ ماست یک جمعه این سؤال نیفتاده از زبان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان تو خود شُبان و این رَمِه در انتظار توست چشم جهانیان همه در انتظار توست مولا بیا که فاطمه در انتظار توست خورشیدِ نهرِ علقمه در انتظار توست بر بازوی عموی خود این جمله را بخوان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان تو غایبی و خلقِ جهان در حضور توست مُلک خدای عَزَّ وَ جَلّ غرقِ نور توست جای تو خالی است، جهان پُر ز نور توست آقای عیدها! همه روزِ ظهور توست از چشم ما نهانی و در عالَمی عَیان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان بی تو شبِ سیاه شده روزگار ما بی تو شدهست خندهی گُل نیشِ خار ما رنگ خزان گرفته سراسر بهار ما باز آ ای قرار دلِ بیقرار ما باز آ که شده ذکر ما الغوث و الامان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان کِی میشود که پای به چشم بَشر نَهی؟ عمّامهی رسول خدا را به سر نَهی بر قلب دشمنان ولایت شرر نَهی تا یک نظر به جانب اهلِ نظر نَهی رُخ بر تمامِ منتظرانت دهی نشان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان ای زخم پیکر شهدا بیقرارِ تو چشمِ علی به دستِ تو و ذوالفقار تو فریادِ انتقام شهیدان، شعارِ تو لبخند میزند عموی شیرخوار تو که ای دستِ انتقام خداوندِ لا مکان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان دستِ حقی و کاتبِ لوح و قلم تویی بهرِ ظهور بین امامان علَم تویی بگشای رُخ که هادی کلّ اُمَم تویی مولا بیا که امامِ حرم تویی گوید بلال بر تو به بامِ حرم اذان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان ای دستِ اولیاء الهی به دامنت جوشن کبیر در صفِ پیکار، جوشنت پیراهن حسین برازندهی تنت میثم تمام چشم شده بهرِ دیدنت چشمش بُوَد به راه تو، اشکش به رُخ روان عَجِّل علی ظهورِکَ یا صاحب الزّمان