
من همان چشم امید امت پیغمبرم مهدی صاحب زمانم ، بیکسان را یاورم وارث بر حق تیغ ذوالفقار حیدرم آمدم دنیا برای انتقام مادرم اهل عالم! الگوی من هست زهرا مادرم از فلانی و فلانی آبروها میبرم میشود این عالم از دلدادگی سرشار باز میشود بخت همه بیچارگان بیدار باز میشود در خانهها عشق و صفا بسیار باز میشود تکرار عدل حیدر کرار باز بدترینها دور گردد بهترین دوران رسد من به دنیا آمدم تا حق به حقداران رسد آمدم تا کشتی دین روی بر ساحل کند حق رسیده تا باطل را به زیر گل کند باز محشر در جهان نام ابوفاضل کند انقلاب کربلا را کار من کامل کند شاهکاری میکنم چون خیبر و بدر و حنین من به دنیا پا نهادم یا لثاراتالحسین وعدهام با مجتباییهای امت در بقیع هر دوشنبه میشود معنا قیامت در بقیع شیعه گریه میکند یک روز راحت در بقیع روضه برپا میشود ساعت به ساعت در بقیع کن محیای ظهورم آستانت را بقیع میکَنم شر تمام دشمنانت را بقیع من قرار بیقراران ، من امید ناامید قبل خلقت داده حق روز ظهورم را نوید اولیا که جای خود در انبیا دارم مرید حضرت صادق ز جا برخاست تا نامم شنید ای مسلمانان همه اسلام یاری من است زاهدان طاعت فقط چشم انتظاری من است تشنگان من آبم و هر چه به غیر از من سراب آی سائل از کسی جز من نمیگیری جواب هست آمینم کلید هر دعای مستجاب رو مزن بر هر سیه رو شب ندارد آفتاب نیست حرف از آشنایی تا که من در غربتم روز دنیا را سیه کردهاست شام غیبتم نیمه شعبانهای سابق پس چه شد ندبهها جمعههای غرق هق هق پس چه شد در غم معشوق بیتابی عاشق پس چه شد صبحها و چلهها و عهد صادق پس چه شد جانفداها یادتان رفته چرا جانانتان بوی هر که غیر یوسف میدهد کنعانتان الامان از بی وفایی وای از بی عارها چون حسن از دوست و دشمن کشم آزارها افتاده عقب امر ظهورم بارها رسم یاری این نبود ای یارها درنیاید از فراق من چرا فریادتان غافلید از من که هستم لحظه لحظه یادتان خوش به حال آنکه در دشت چشم خون بار من است شعبهای از کربلا در قلب انصار من است در زمین هر جا حسینیه است دربار من است هر که کارش گریه بر زینب بود یار من است اهل عالم عمهی ما در اسارت پیر شد اهل عالم عمهی ما با سنان درگیر شد اهل عالم عمهی ما غم فراوان دیدهاست اهل عالم عمهی ما داغ طفلان دیدهاست اهل عالم عمهی ما شام ویران دیدهاست اهل عالم عمهی ما چوب و دندان دیدهاست اهل عالم عمهی ما دل پریشان گشت اهل عالم عمهی ما سنگباران گشت