
این من و این حالِ پریشانیام عابرِ این کوچهی بارانیام موجم و بر صخره سَری میزنم من ز تو لبریزم و طوفانیام آی جنون! زود نجاتم بِده مانده در این حیرت و حیرانیام دست به رقص آمدهام با قلم تا تو شدی شمعِ غزلخوانیام نام تو را گفتم و آتش شدم شهر شده پُر ز چراغانیام شَهپرِ جبریل درآوردهام سِرّ شما هست و سر آوردهام ***** بَه چه شبی عشق سحر کرده است پشتِ درِ مِیکده سر کرده است عقل اگر رفت به غارت، چه باک عشق از این کوچه گذر کرده است آمده جبریل و زمین را خودش با گُل و آیینه خبر کرده است پشتِ درِ خانهی سادات باز صحبتِ یک ماهپسر کرده است بر درِ این خانه گدا قیمتیست هر که گدا هست، نظرکرده است قبلهای از سمتِ خدا آمده شُکرِ خدا صاحبِ ما آمده ***** ماندهام این جلوه تویی یا حسین ای سر و پا وقتِ تماشا حسین! این قدمِ توست که دل میبَرد یا که حسین آمده دنیا حسین بر سرِ این کوچه بیا تا دَمی شهر ببیند شده پیدا حسین میوزد از گیسوی تو بوی سیب ای نفَست عطرِ حسن با حسین تا که شبیه تو شوَم ساخته در دلِ من کربوبلا را حسین ما همه در سایهی دِینِ توئیم تا به ابد مستِ حسینِ توئیم ***** ماتِ تو گر هست کسی یک کلام حضرتِ زهراست علیه السَّلام مَجمعِ مجموعِ ائمّه بیا جلوه نما، جلوهی زهرا تمام جلوه نما تا که ببیند زمین تکیه به پشتت زده بیت الحرام منتظر نعرهی تو ذوالفقار چشم به راه تو بُوَد در نیام بر سرِ ما بیرق تو سربلند بر سرِ ما سایهی تو مستدام بانگ بزن حضرتِ صاحبعلَم تا بدرَد سینهی خود را حرم ***** وقتِ ظهورت که مقدّر شود وقتِ رَجزخوانی حیدر شود لرزه بیافتد به همه کائنات حیدر کرّار مکرّر شود هر که جگر داشت، جگر میدرَد هر که سَری داشته، بیسر شود وقتِ تقاص از دو نفر میرسد وای از آن نعره زمین کَر شود پای رکابِ تو ابوفاضل و بوسهزنِ تیغِ تو اکبر شود میرسد از شش جهتِ ذوالفقار نالهی "أینَ المَفَر" از کارزار ***** ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر نغمهی تو از همه پُرشورتر کاش که این فاصله را کم کنی غربتِ این قافله را کم کنی کاش که همسایهی ما میشدی مایهی آسایهی ما میشدی هر که به دیدار تو نائل شود یکشبه حلّالِ مسائل شود کاش که این فاصله را کم کنی حیف تویی از همه مهجورتر حیف تو را دیدم و نشناختم وای منم از همگان کورتر آه که ما غایب و تو حاضری از همه پیداتر و مَستورتر کاش سلامت دهَم و بشنوم آمدهای از همه منصورتر ما همه محتاج تو یابنَ الحسن تشنهی امواج تو یابنَ الحسن ***** من به تو نزدیکتر از هر کجا در حرمم، در حرم کربلا حسّ حضورت دلِ ما میبَرد گوشهی ششگوشه و پایینِ پا حسّ حضورت همهجا با من است صحن نجف یا سحرِ سامرا یا که به مشهد دَمِ بابُ الجواد یا وسطِ سایهی ایوان طلا در همهجا رفتهام و خواندهام باز به یادِ تو و مولا رضا آمدم ای شاه پناهم بِده خطّ امانی ز گناهم بِده ***** (بی سر و سامانِ توام یا حسین دست به دامانِ توام یا حسین بر سرِ نِی زلف رها کردهای با جگر شیعه چهها کردهای)