همه جا بروم به بهانه ی تو

همه جا بروم به بهانه ی تو

[ امیر کرمانشاهی ]
همه جا بروم به بهانه‌ی تو 
که مگر برسم در خانه‌ی تو 

همه جا دنبال تو می گردم 
که تویی درمان همه دردم 

یا اباصالح مددی مولا ... 

من که از کودکی عاشقت بوده‌ام 
تو قبولم نُما گر چه آلوده‌ام 

این دل تنگم غصّه‌ها دارد 
گوییا میل کربلا دارد

یا اباصالح مددی مولا ... 
* * * *
مدهوشم و سرمست ز مينا غم و رنج
گلگون شده زان باده‌ی نابم رُخ نارنج
بنگر كه سر و كتف و دل و ساعد و آرنج
رفت از نظرم در هوس روی تو هر پنج

ای شاه مرا كرده غلام تو خداوند
گر سر برود نگسلم از بندگيت بند
هرگز نروم از سرِ پيمان به تو سوگند
گو مكنت و مِلک و حرم و خانه و فرزند
گردند فدای سرِ گيسوی تو هر پنج

ای پايه‌ی عرش از نفس گرم تو قائم
سر در خط فرمان تو ذرّات عوالم
مخدوم تویی، در دو جهان ما همه خادم
مفتی و فقيه و ثقه و عارف و عالم
جاروب‌كش مسند سكوی تو هر پنج

در مكتب تعليم طريقت تويی استاد
از فيض تو يابند خلايق همه ارشاد
هرگز چو تو فرزانه ندارد دو جهان ياد
روح و مَلَک و آدمی و جن و پريزاد
شاگرد دبستان سر كوی تو هر پنج

ای كعبه‌ی جان، قبله‌ی دل، مهبط ارشاد
معموره‌ی اسلام ز ايثار تو آباد
متروک و خراب از كرمت خانه‌ی بی‌داد
سلطان و غلام وخِدَم و بنده و آزاد
در سجده به پيش خم اَبروی تو هر پنج

عرش ملكوت است تو را مسند اجلاس
دارند ملائک در درگاه تو را پاس
تنها نه جبين‌ساست به درگاه تو عبّاس
عيسی و كليم و خضر و يونس و الياس
سايند جبين بر در مشكوی تو هر پنج

نظرات