ماه از راه رسیده است و همه مشتریاند
سید مجید بنی فاطمهپسندیدن37
بازدید75.7K
ماه از راه رسیده است و همه مشتریاند چشم و ابروی تو اما پی دلبریاند از سماوات ملائک خبری آوردند گوییا منتظر بعثت پیغمبریاند قدسیان ملکوت، آمدهاند از بالا همه در بیت امام حسن عسگریاند سامرا چشمهی نور است، شب میلادت ساقیا آمدن عید، مبارک بادت چشم افلاک به سویت، نظر انداخته است باد را زلف تو در دردسر انداخته است عنبر و عود و گلاب و گل و مشکل ختنی عطر نرگس همه را، از اثر انداخته است تیغ ابرویت از آن دم که برافراشته شد عالمی پیش نگاهت، سپر انداخته است عبد در بند تو کی میل رهایی دارد مطرب عشق عجب سوز و نوایی دارد آه ای کاش که هر صبح نسیم سحری از تو ای دوست به دستم برساند خبری یاد من باش که یک عمر، سر راه تو ام هر زمان میگذری، از سر هر رهگذری وای بر من که تو را دیدم و نشناختهام دورتر از همه و از همه نزدیکتری دست ما را به در خیمهی سبزت برسان شاخ شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان نیست جز کوی تو دلسوختگان را وطنی غیر نام تو ندارم سر سوزن سخنی دل سپردیم به تو، گرچه ندیدیم تو را مرجع عاشقی ماست اویس قرنی آری آن روز که جان از تن من خواهد رفت تو میایی به تماشا و عجب آمدنی از پس ابر جمال تو عیان خواهد شد نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد ما کجا دیدن روی تو کجا مهدی جان ندبه کردیم ولی صبح و مساء مهدی جان جان زهرا دل ما را به نگاهی خوش کن منت دست تو روی سر ما مهدی جان وارث درد علی شاهد غمهای حسن بیقرار غم گودال، بیا مهدی جان دارد از خانهی خورشید کسی میآید مژده ای دل که مسیحا نفسی میآید