بال ما را به آسمان ببرید
حاج محمود کریمیپسندیدن3
بازدید2.6K
بال مارا به آسمان ببريد تا افقهای بیكران ببريد از همين فاصله دخيل مرا تا حرمهای مهربان ببريد مسجد كوفه گر نشد قسمت تا حوالی جمكران ببريد سحری ابن مهزيارِ مرا محضر صاحبالزمان ببريد عرض تبريکِ چشمهای مرا سمت بانوی بینشان ببريد هر كس از كوچهی تو رد نشده معنی عشق را بلد نشده ای شمالیترين ستاره هنوز چشم نورانیات رصد نشده بی تو توحيدِ چشممان شِرک است قل هو اللهها اَحَد نشده رَدِّ پايت چه خوب پاسخ داد راه سلمانشدن كه سد نشده ای مسيحا نفس نمیآیی؟ تا نفَسهايمان جسد نشده بر تو ای آفتاب و آبِ حیات تا ظهورِ تبسّمات صلوات میرسی میرسی به اين زودی قبلهی نغمههای داوودی با شما با نگاه آبییتان میرسد روزهای بهبودی آنكه دلها ميان دستانش نرم شد ناگهان، شما بودی ای نسيمِ سحر به پابوست تو شكوهِ مقام محمودی حتم دارم دعايمان كردی غافل از ما دَمی نياسودی بر تو ای آفتاب و آبِ حیات تا ظهورِ تبسّمات صلوات میشود صبح جمعه برگردی؟ ای ستاره كه نور آوردی برگ پاييزیام و پريشانم و شماها بهارِ اين زردی ما كه لايق نبودهايم اما سر سجّادهها دعا كردی تا كه چيزی به اين گدا برسد در پیِ يک بهانه میگردی میشود عصر جمعهها فهميد كه شماها چقدر پُر دردید زندگی بیشما چه بیمعناست ای كه چشمت بهانهی دنياست پيش هر كه نشست مريم گفت در نمازِ تو حضرت عيسیست روی شنزارِ شوق مجنونت ردّ پای دويدنِ ليلاست چشم يعقوبِ پيروهن، هر روز گريهدارِ رسيدنِ فرداست تا بيايی به شور، هر گريه آخر گريههایمان سقّاست گريهی صبح و شامِ عاشورا انتهای قيام عاشورا يا لثارات میشوی روزی پرچمِ انتقامِ عاشورا قَسَمت میدهيم برگردی انتظارِ مدامِ عاشورا ای قنوتِ شكستهی زينب قامتت التيام عاشورا ديدهای كه به روی خاک افتاد گونههای امامِ عاشورا