
پاشو ای برادر من، پاشو از جا پهلوونم پاشو که میخوام بلندشم، اما دیگه نمیتونم ۲ پاشو ای ابرو شکسته، کمرمنو شکستی چشمای من پره اشکه، تو چرا چشماتو بستی اگه میشنوی صدامو پاشو یه کاری کن عباس دشمنا دارن میخندن آبرو داری کن عباس انقدر نگو که روی خیمه اومدن ندارم انقدر نگو کنار علقمه تنهات بزارم اینا که منتظرن تا تو رو زخمی گیر بیارن میدونم که از تنِ تو چیزی باقی نمیزارن یه دلم پیش تَنِ تو یه دلِ من توی خیمه میشنوی صدای اَسبا که میرن به سوی خیمه