همه شب حرف منو زینب و کلثوم این بود
خاطره جمع بخوابید که برادر دارم
خاطره جمع بخوابید که یاور دارم
از در خیمه چون میآمدی و میرفتی
شبی داشتنمت اینکه برادر دارم
دادش چه شد آن دست رسایی که به آواز بلند
دعویت بود که من بازوی حیدر دارم
پربازدیدترینهای واحد حاج علی انسانی حضرت عباس (ع)(محرم و صفر)