
نگاهت رو این روزا از من نگیر تو عِطره نجیبه بهشته منی خودت داری میری، ولی پشت در دو خط یادگاری نوشتی، ولی پشت در نوشتی شبا، تشنه میشه حسین همین غصه داره تو رو میکشه نوشتی ظریفه، شبیه گُله حواست بهش باشه تشنش نشه ********* میخواستم که با تو بمانم ولی نشد گفتم که از فراق نخوانم ولی نشد گفتم برای دلخوشیه تو نماز را یکبار ایستاده بخوانم ولی نشد میخواستم که زینب خود را بغل کنم او را به زانویم بنشانم ولی نشد ***** چون اینچنین ز ضربت آن دشمن لَعین خون میرود ز سینهی زهرای دلغمین یابن الحسن بِنِه به روی زخمِ مادرت دستان خویش تا نرود خونِ بیش ازین **************