نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مادر قسم به داغ دل پر شرار تو آمد به سر چه زود غم انتظار تو یک قطره اشک، کاش شود جمله هستی ام آن قطره تا ز دیده نمایم نثار تو دانی چه ها به دل گذرد چون گذر کنم زان آستان که بود از آنجا گذار تو چندین غم و ملال، نه در حد صبر بود بودی صبور، چون پدرم بود یار تو در جویبار آب اگر ناله می کند گوید حدیث گریه ی بی اختیار تو تو جلوه بخش مشعله ی دومان او او بود در فشار بلا غمگسار تو بودی در انتظار پسین لحظه ی حیات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد