نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دلم خونه فضه، پریشونه فضه میدونم که مادر، نمی مونه فضه الهی بمونه، که خیلی جوونه یعنی میشه من رو،رو زانوش بشونه یعنی میشه دیگه، سرش رو نبنده یعنی میشه بازم، ببینم میخنده یعنی میشه دستی که روضه ش غلافه دوباره بتونه موهامو ببافه امون از غریبی 4 *** بذار تا سرم رو، روی پاش بزارم بذار فضه مرهم، رو زخماش بزارم یه زخم رو بازو، یه زخم رو گونه ولی زخم پهلوش، دلو می سوزونه یه پهلو که انگار، بهش نیزه خورده یه نیزه که باخود، داداشم رو برده یه زخمه مدینه، چه کرده به مادر الهی گلویی، نره زیره خنجر امون از غریبی 4 ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد