نظرات
1 نظر ثبت شده

محمدجواد صفدری کاربر
این زمزمه چقد با دل آدم بازی میکنه به خدا. خدا ازتون قبول کنه حاجی
۲۴ دی ۱۴۰۲

ای نور قلب عاشقم شمع این خانه تویی زهرا زهرا مرو مرو، لطف کاشانه تویی [کجایی باغبان آتش به باغ افکند گلچینی بیا بنگر شکسته ساقه ی نیلوفر خود را] ای مرغ پر شکسته افتاده کنج قفس از فرط غصه فاطمه در سینه مانده نفس [چنان غبار مرا روزگار داد به باد که بر زمین ننشیند هزار سال دگر *** روزی كه به كوچه خصم راهم بگرفت ابر سیه ای چهره ی ماهم بگرفت با دست به دنبال حسن می گشتم *** يا رب نصيب هيچ غريب دگر مكن داغی كه گيسوان حسن را سپید کرد *** با صد امید حامی مادر شدم ولی سیلی زنی امید مرا نا امید] ممنونم اگر نروی می میرم اگر بروی زهرا مرو مرو ای نخل بریده ثمر ای مادر کشته پسر زهرا مرو مرو ***
1 نظر ثبت شده

این زمزمه چقد با دل آدم بازی میکنه به خدا. خدا ازتون قبول کنه حاجی