
فدات بشن بچه های من بچه های من فدای بچه هات بشن بذار که قربونی کربلات بشن شهید این غریب تو نگات بشن یه لشکرن ؛ کوچیکن اما نوه های حیدرن نذر سرتو این دوتا برادرن خیال کن این دوتا علی اکبرن بی تاب رفتنن داداش راه میدونو سد نکن جان زهرا قسم حسین دستم رو دیگه رد نکن زینب باشه و بی یاور بشی ؟ میمیرم حسین تنها تر بشی رها شدن ؛ به آرزوشون رسیدن فدا شدن سرا دوباره از تنا جدا شدن دوتا هدف برای نیزه ها شدن فدا سرت دوتاییشون فدا علی اصغرت داداش فدای زخمای رو پیکرت خوب شد رفتن نمی بینن بین این خیمه دشمنو خوب شد رفتن نمی بینن وقتی که می زنن منو کاشکی خیمه مون بی محرم نشه از روی سرم سایه ات کم نشه