
ای سر بریده، بال و پَرم را نگاه کن داغی که مانده بر جگرم را نگاه کن پاشو کمک بِده که سوار شتر شوم نامحرمان دور و برم را نگاه کن با شمر و حرمله طرف کوفه میروم برخیز همسفر، سفرم را نگاه کن رفتم پِی لباس تو اما مرا زدند بر روی گونههام وَرَمَم را نگاه کن عباس را بگو که زمین خورده زینبت حالا کبودیِ کمرم را نگاه کن ای آفتاب کم به تن دلبرم بتاب ای آفتاب چشم تَرَم را نگاه کن چادر نمانده تا بکِشم روی پیکرت شرمندگیِ اهل حرم را نگاه کن