نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

سَر بر سَرِ دست است، که سَر دار میآید ای اهل حرم میر و علمدار میآید جا داشت اگر کعبه گریبان بزند چون یکبار دگر حیدر کرار میآید مارا برسان پشت در خانهات امشب جایی که بدهکار،طلبکار میآید خورشید کبوتر شد و پر دور سَرَت زد وقتی که علی بوسه به قرصِ قَمرت زد زد بوسهی زینب سر زلف تو جوانه از موی تو میریخت رُطَب، دانه به دانه در کودکی از پستی این خاک گذشتی با کوه دماوند شدی شانه به شانه دنبال تو هستیم به هر جا که رسیدیم (مقصود تویی کعبه و بتخانه بهانه)۲ ای ساقیِ کوثر شد از عِطر تو سرمَست برشانهی تو پرچم ارباب بلند است هر کس که از این لطف حسن گونه خبر داشت روزی خود از سفرهی احسان تو برداشت در حسرت دیدار تو یک شهر اسیراست ای کاش علی مثل تو یک شهر پسر داشت انگار خداساخته درغالب دیگر هرآنچه که در خلق علی مد نظر داشت در قبضهی تو مِیمَنه و مِیسَره باهم فرزند علی خط شکن خط مقدم تا گسترهی لطف تو بسیار زیاد است پشت در این خانه گرفتار زیاد است خوب است که سر، خاک قدمهای تو باشد این سر که برای من سرباز زیاد است باهر وطن و مذهب وهر رنگ و نشانی روزی خور دستان علمدار زیاد است دستی که فراوان برکت داشت و کم نه دستی که جداشد ز تن اما ز علم نه ای لطف خداوند به دستان تو جاری اندازه ی این شهر شِفا یافته داری هم بر سر سجاده سرت گرمِ مناجات هم در وسط معرکه سر گرم شکاری از خطبه که فارغ شدی از کعبه فرود آی تا مونس طفلان بشوی گاه گداری حالا که سر دوش تو مأوای رغیهاست پس امن ترین جای جهان، جای رغیهاست هرجا که زمین خورده ام از راه رسیدی هر گاه صدایت زدم آنگاه رسیدی من در شب تاریک خودم گم شده بودم در تیرگی ظلمتم ای ماه رسیدی تو علت لبخند حسینی که همیشه در ورطهی هر غصهی جانکاه رسیدی حالا که دلت مخزن الاسرار حسین است توصیف تو ای مرد فقط کار حسین است بی دست کسی هست که سقا شده باشد لب تشنه کسی هست که دریا شده باشد ای کاش نبینی چه میاید سر زینب یا پای حرامی به حرم وا شده باشد این قامت رعنای تو را جای شگفتی است در مقبرهای کوچک اگر جاشده باشد اقا به حرم آمد وسردار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار نیامد ای اهل حرم میر و علمدار خوش آمد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد