تصویر سید مجید بنی فاطمه - شب سوم چو رسیداز مه شعبان

شب سوم چو رسیداز مه شعبان

[ سید مجید بنی فاطمه ]
(شبِ سوم چو رسید‌ از مَهِ شعبان
مَهِ عِترَت، مَهِ قرآن، چه مبارک سحری بود
که خورشیدِ جمالِ پسرِ فاطمه یک‌باره درخشید) ۲

اَدَب بین، که شبِ چهارم شعبان
پِیِ آن ماهِ فروزنده عَیان گشت 
ز بُرجِ شَرَف و غیرت و ایثار
به بِیتِ علی آن حُجّتِ دادار
مَهِ اُمِّ‌بَنین حضرتِ عباسِ عَلَمدار

قَضا گفت: که این است همان
شیرِ خروشانِ علی حیدرِکَرّار
قَدَر گفت: که این است
به خِیلِ شهدا سَروَر و سالار

فَلَک گفت: بَشَر یا مَلَک است این؟ 
زِهی از این گُلِ رخسار که بَخشید صفا
چشم و دلِ اَهلِ صَفا را

(هِله اِی فاطمه‌ی دومِ مولا
صدفِ بَحرِ تَوَلی، گوهرت باد مبارک
تویی آن نَخلِ ولایت، که بُوَد میوه‌ی نابَت
قَمَرِ بُرجِ هدایت، دُرِ دریای عنایت
ثمرت باد مبارک، قَمرت باد مبارک
گلِ رخسارِ گرامی، پسرت باد مبارک

ز علی باد سلامی، به بلندای تَجَلّای ولایت
به تو و لاله‌ی یاسِ تو و ماهِ رُخِ عباس 
که سَرمَستِ حسین است
که پابَستِ حسین است
همه هَستِ حسین است
بگو دستِ حسین است
ببین در رُخِ نورانی او
هِیبَت و اِجلالِ علی شیرِ خدا را) ۲

اَلا حور و مَلَک جِن و بَشر
خلقِ سماوات و زمین، جشن بگیرید 
که امشب علی و فاطمه و فاطمه‌ی اُمِّ‌بَنین و
حسن و شخصِ حسینِ‌بنِ‌علی جشن گرفتند 
و همه وَصفِ اَبَالفضلِ عَلَمدار سرودند
همه چشم به عباس گشودند 
و همه حَمدِ خداوند نمودند

که در باغِ وِلا دسته‌گلِ یاس خوش آمد 
پسرِ شیرِ خدا حضرتِ عباس خوش آمد 
صلواتِ علی و فاطمه بَر ماهِ جمالش
به جلالش به کمالش به خصالش
به دو اَبروی هلالش، ز رسول‌الله و آلش
بفشانید به پایش گوهرِ مَدح و ثنا را

(نشنیدید که قُنداقه‌ی آن ماهِ جبین
در بغلِ اُمِّ‌بَنین بود) ۲
چو خورشید که بَر بامِ زمین بود
تو گویی که مگر در بغلِ فاطمه‌ی بِنتِ اَسَد
حیدرِکَرّار، علی شیرِ خداوندِ مُبین بود

که آن مادرِ فرخنده چو یک اَخترِ تابنده
که دورِ سرِ خورشید بگردد
به اَدب آمد و گرداند به دورِ سرِ ریحانه‌ی زهرا
قَمَرش را و نِدا داد که اِی نورِ دلِ فاطمه
عباس عزیزم به فدایت، نگهش کُن
که بُوَد یارِ تو و سَروَر و سالار، تمامِ شهدا را

همه دیدند که قُنداقه‌ی عباس
بُوَد بَر سرِ دستِ اَسَدُاللّٰه 
چو خورشید که گیرد به بغل ماه و
زَنَد بوسه به پیشانی و دستش
پس از آن یاد کند در شبِ میلاد وِی
از صبحِ اَلَستش، که فدای پسرِ فاطمه گردد
سَر و و جان و تَن و دستش

و کُنَد یادُ عَلَمداری و سقایی و
فرماندهیِ کُلِّ قوایش
ادب و عشق و وفایش
شَرَف و صِدق و صفایش
به زمین آمدن از عرشِ خدا
قامتِ رعنا و رسایش
عجبا دید در آن چهره همه واقعه‌ی کربُبَلا را

اِی نبی‌خوی و علی‌صولت و زهراصفت
آیینه‌ی حِلمِ حسن و دیده‌ی بیدارِ حسینی 
تویی آن ماه که خود غَرقِ در اَنوارِ حسینی
نه فقط در شبِ عاشور و صَفِ کربُبَلایی
کز شبِ میلاد گرفتارِ حسینی

همه‌جا یارِ حسینی
پسرِ شیرِ خدایی و عَلَمدارِ حسینی
تو اَبَالفضلی و فرمانده‌ی اَنصارِ حسینی
ز خداوند و ملائک ز رسولان و امامان و
شهیدانِ اِلٰهی، همه دَم باد درودت
همه‌جا باد سلامت
که رساندی به کمال از اَدب و غیرت و 
جانبازیِ خود دوستی و عشق و وفا را

تو یَمِ غیرت و ایثار و وفایی
که پیَمبَر به تو نازد، تو به بی‌دستیِ خود
دستِ خدایی، که علی ساقیِ کوثر به تو نازد
تویی عباس که صدّیقه‌ی اَطهَر به تو نازد 
حسن آن حُجّتِ داوَر به تو نازد
تو همان یارِ حسینی که حسینِ‌بنِ‌علی
در صفِ مَحشر به تو نازد

تو همان میرِ سپاهی که همانا
علی‌اکبر به تو نازد 
تویی آن ساقیِ بی‌آب که حتی
علی‌اصغر به تو نازد
پسرِ اُمِّ‌بَنین هستی و بیش از همه
مادر به تو نازد
که تو کردی به صَفِ کربُبَلا یاری مصباحِ هُدیٰ را

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های حضرت عباس (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های سید مجید بنی فاطمه

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد