نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای که آوازهی مسیحا را، نَفَحات تو میکند اِحیا ای که دریای بیکرانهی عشق،با نگاه تو میشود دریا من که مجنون گیسوان تواَم ،به چه کارآیدم دِگر لیلا آنقدر روشنی که از خِجلَت، ماه امشب نمی شود پیدا ماه هستی و آسمان هر شب، زیر چشم تو میکند مأوا سائل خانه پر از کَرَمَت ،طعنه دارد به مُلک اِستِغنا حاصلش نیست جز پشیمانی، هرکه از سفرهی توگشت جدا هر که رسوای گیسویت باشد، صبح محشر نمیشود رسوا لذت خاکساریَم را من، به مَلَک هم نمیدهم حتی روی چشم فرشته جا داری، ای مسیح مقدس دنیا آه باب الحوایج طفلان، کاشِفَ الکَربِ سید الشهدا سرپناه مؤدب زینب، جبرئیل مقرب مولا تو که هستی، کنیز زادهی عشق، خادم خانوادهی زهرا پای بوس تو حضرت آدم، دست بوس تو حضرت عیسی زائر چشم های تو باران، تشنهی مَشکِ پارهات دریا مشک بر دوش خیمههای عطش، السلام علیک یا سقا قد طوباییَت زبانزد شد،بَه بَه از اینهمه قد و بالا معجزه پشت معجره دیدم، به من افتاد تا نگاه شما گوشهای از نگاه تو سلمان، مینماید تمام دنیارا واژهای مثل باخدا بودن، پای چشم تو میدهد معنا روی پیشانی تو میبینم، اثربندگی به پای خدا دستهای بریده ات محشر، روی دست شفیعهی کبری دامنت را فرات میگیرد، یعنی القوس یعنی ادرِکنا شیر ام البنین حلالت باد، تشنه برگشته از لب دریا من به چشمت چنین لقب دادم، دو نگهبان زینب کبری ای همه کارهی عزای حسین، نمک سفرههای عاشورا (تو چه کردی که عاشقت شدهاند،ارمنیهای روز تاسوعا)۲ پاسبان مخدرات حرم، ای غرور تمام معجرها دستهای تو بر زمین افتاد، جان عالم فدای تو بادا چه به روز سر تو آوردند، روی نیزه چه میکنی آقا روی نیزه کمی تحمل کن، تا نیفتی به دامن صحرا قبر تو کوچک است، باریک است، من نفهمیدهام هنوز چرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد