زمان آه کشیدن کمی مواظب باش که شیشههای ترک خورده جا به جا نشود به هر گامی که مرکب راه میآید صدای آه میآید خدایا این چه است اینقدر بیمار است چرا از درد سرشار است غریبه یا عزادار است گهی که یک طرف خم میشود پهلوش میگیرد زمانی دست بر سر مینهد بازوش میگیرد به هر گامی که میآیم با سرفه نفس گیرد توانش نیست، جانش نیست میآید که حق را باز پس گیرد به روی مرکبی خانوم پیری هست امّا نه هر آنکه هست باشد ای مدینه لیک زهرا نه ومردی پیش مرکب بنده افسار است در دستش ببین جای طنابی هست در دستش چرا اینقدر غمگین است