
روضهخوان از حال رفت چون مسیر روضهاش، تا گوشهی گودال رفت یک نفر تا قتلگاه یک حرامی هم به سمت خیمهی اطفال رفت حسین جان... دَمِ تو گرم فقط، گر ندیدم دَمِ غِیر من جهانم دَمِ تو، ننگ به جام و جم غیر تا ابد گردن من، پیش تو همواره کج است بله قربان تو هیهات، نباشد خمِ غیر دولتت دست خودت هست، حکومت کن نزنم سینه به زیر، عَلم و پرچم غیر خوردهای نیزه، ولی باز به فکر همهای میخوری در دل گودال، شهادت همه غیر مثل تو هیچ کس این گونه به تاراج نرفت خواهرت پیر شده، خاتم تو حاتم غیر بودند دیو و دد همه سیراب و میمکید حاتم ز قحط آب، سلیمان کربلا زان تشنهگان هنوز، به ایوب میرسد فریاد العطش، ز بیابان کربلا ای صبح امید، یا اباعبدالله ای شاه شهید، یا اباعبدالله در عالم دل، مدح تو میفرماید قرآن مجید، یا اباعبدالله