خواهرش روی تل زمین خورد و

خواهرش روی تل زمین خورد و

[ حاج عبدالرضا هلالی ]
خواهرش روی تل زمين خورد و
دم گودال از زمين بر خواست
گفت دست از محاسنش بكشيد
سر اين سر برای چه دعواست

گرچه با ضربه‌های پی در پی 
بارها روی خاك غلطيده است
تا به امروز لحظه‌ای اين مرد
پشت بر آسمان نخوابيده است

كينه گُل كرد تا به آنجا كه
طاقت صبر را سر آوردند
از تن پاره‌ی تن زهرا
پيرهن پاره را در آوردند

سر فرصت همه پياده شدند
صيد افتاده بود در دل دام
غارت پيكرش كه پايان يافت
آمدند عده‌ای سواره نظام

همه بودند سرخوش و سر مست
ساربان بود از همه خوشتر
منتظر بود تا كه شب بشود
فكر انگشت بود و انگشتر


مصطفی متولی

پربازدید‌ترین‌های شعر روضه عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عصر عاشورا - قتلگاه(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های حاج عبدالرضا هلالی

نظرات