نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خزون شد اول عمرم بهاره آرزوهام بیا تا آخر عمرم سیاهه رنگ دنیام میسوزه تار و پودم، از اون داغی که دیدم شکست و رو زمین ریخت، جلو چشمام امیدم کف کوچهها، با خون تر شد و، صدای مادرم رفت خدا شاهده که جون منم، برای مادرم رفت میزدم داد که نزن نامرد کشتیاش پیش چشم من نامرد جای مادر، مرا بزن نامرد یک نفر بین چند تن، نامرد از غرورم شکستهتر مادر او زد و هر دو تا زمین خوردیم هر دو تا بی هوا، زمین خوردیم پیش نامردها، زمین خوردیم خنده کردند تا زمین خوردیم چادر و خون و خاک تر مادر در پیچ کوچه بود که ولگرد لعنتی با سنگ زد به آینه، بی درد لعنتی دیدم به جنگ مادر رنجورم آمده فریاد میزدم برو، نامرد لعنتی خونت حلال خشم حسن میشود برو خونم به جوش امده، خونسرد لعنتی دیوارهای سنگیه آن کوچه، شاهدند با مادرم چه کرد، کمربند لعنتی (آی مادرم، مادرم، مادرم)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد