نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

الهی فدای غم غربتت کیه که بدنبال آزارته روزا رو همیشه آقا روزهای تازیونهها هر شب افطارته ای لبریزِ اشک و آه، وای زندونیه بیگناه، وای دعا میکنی بری دیگه زار و خستهای دیگه از اهانتا آقا دل شکستهای *** گوشۀ زندون پر از بی کسی یه آقایی دلتنگ مادر شده دلِ همۀ آسمونا گرفت که عزایِ موسی بن جعفر شده رویِ تخته بردنش، وای با زنجیر آوردنش، وای اثر کبودیه هنوزم رو پای تو پر زخمِ صورتت بمیرم برای تو *** همه اومدن واسه غسل و کفن که نمونه این تن به روی زمین خدا هم عزاداره این ماتمه سینه زنِ تو جبرئیل امین پر شد از گل این بدن، وای داد از شاه بیکفن، وای چه غریب و بی کسِ بیحبیب و آشنا سه روز و دو شب تنش روی خاک کربلا *** بسم الله الرحمن الرحیم وَفَدینا بذبحِ العظیم دوباره دلامون شده کربلا دوباره سر سفرۀ زینبیم ای سلطان کربلا، وای رأسِ از بدن جدا، وای اون آقایی که براش سینه میزنم تویی به من از آشنا تر از رگ گردنم تویی ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد