
از پای درس و نهضت شیخ الائمه از انعکاس طلعت شیخ الائمه دین شد مبین با زحمت شیخ الائمه پس آفرین بر حضرت شیخ الائمه زهرا نگاهی کرد و عاشق کرد ما را از شیعیان راه صادق کرد ما را *** گرچه پیمبر رحمةُ للعالمین است گرچه صدیقه چادرش حَبُل المتین است گرچه فقط حیدر امیرالمومنین است نام امام جعفر صادق نگین است مثل نگین که جذب کرده مشتری را حق برگزیده شیعیان جعفری را *** شاگردها بسیار و اصحاب وفا کم یک سینه پر از درد و درمان و دوا کم کو آنکه دَم میزد هلاکم سینه چاکم کو آنکه دَم میزد شما هستی مِلاکم آقا تک و تنها شده وقت حضور است در پیش این عرض ارادتها تنور است *** هم ضامن امروز هم فرداست آقا هم شافع دنیا و هم عُقباست آقا چشمش برای روضهها دریاست آقا مداح میآمد به پا میخواست آقا با روضه گرچه درس او تعطیل میشد اما همه آموزهها تکمیل میشد *** هم روضه خوان، هم گریه کن، هم سینه زن بود هم بانی بزم عزای پنج تن بود وقت عبا پوشیدنش یاد کفن بود یاد شهید بیسرِ دور از وطن بود هر جا سکینه یاد بزم شام میکرد صادق میآمد عمّه را آرام میکرد *** گفتم عبا، از خانه آقا بی عبا رفت با دست بسته از کنار بچهها رفت با تازیانه های مردی بی حیا رفت مرد شریف شهر ما با ناسزا رفت اما خدا را شکر زین قُصه نمُرده یعنی زنش در پیش او سیلی نخورده *** با پای عریان نیمهی شب گفت زینب بستند او را پشت مرکب گفت زینب رختش که خاکی شد مرتب گفت زینب با روضههای عمه زینب گفت زینب زین غم چه بالاتر که با اشرار ناکس ناموس حق بی روسری میرفت مجلس *** کَفتارها بالای مجلس لانه کردند خنده به اشک دیده پروانه کردند دور اسیران را تماشاخانه کردند قصد کنیزی بردن دردانه کردند یک سو لگد به دختری محجوب میخورد یک سو لب بابای دختر چوب میخورد ***