نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وقتِ نالهست و آهِ طوفانی فرصتِ گریههای بارانی وقتِ تکرار چند جمله شده باز بر بیتِ وحی حمله شده خاطراتِ حجوم تازه شدند وارد خانه بیاجازه شدند باز دیوار و در، سپس آتش ریخت بر هم کسی مناجاتش دود و آتش دوباره شعله کشید وسطِ کوچه کارِ قبله کشید وای از ازدحامِ در کوچه شد قنوتِ امام در کوچه قلبِ دین را دوباره افسردند رهبری را زِ خانه میبُردند سَرورِ شیعه در اسارت شد سخت دشمن پیِ جسارت شد باز در ریسمان، دو دستِ ولی است صادقِ فاطمه، شبیهِ علی است شد دوباره اماممان بییار بیعبا، بیعمامه، بیدستار روضه تکرار شد دوباره چرا؟ او پیاده، عدو سواره پیرِ هفتاد ساله، جا میماند پابرهنه، سهساله را میخواند گرچه اُمُّ الائمه را خوانده زیرِ سُمِّ ستور کِی مانده هتکِ حرمت زِ او فراوان شد لیک آخر رها زِ عُدوان شد بود اما شبیهِ جدِ غریب بیمددکار و بیمعین و حبیب با وجودیکه بود گِرادگِرد پای درسش، هزارها شاگرد هیچکس یاریاش به او نرسید در گرفتاریاش به او نرسید
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد