نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آهوی دلرمیدهات پی پناه آمد تا صید عشق تو شود ز خیمهگاه آمد آمدهام که جان کنم فدای تو، فدای تو دستم جدا شد از بدن برای تو، برای تو منم ابنالکریم، عمو منم یتیم عمو حسین حسین (4) *** من آمدم به سوی تو مگو که تنهایی جان دادن در کنار تو بود تماشایی بال و پرم شکسته شد در این سفر، در این سفر عمو هرجا که میروی مرا ببر، مرا ببر عمو عبداللهم، پیش تو جان دهم عمو حسین حسین (4) *** خون میچکد عمو چرا ز سینه و سرت؟ دستم را کردهام فدای دست مادرت میجوشد خون غصهها ز سینهام، ز سینهام من غصهدار کوچۀ مدینهام، مدینهام گویم با زمزمه، مظلوم فاطمه عمو حسین حسین (4)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد