نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(یک نفس آمدهام، تا که عمو را نزنی)۲ تا به این سینهی مجروح تو با پا نزنی ذکر لا حَول وَ لا از دو لبش میآید با چنین نیزهی سر سخت به لبها نزنی (یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۲ (عمّه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ)۲ میشود پر به سوی حنجر حَوراء نزنی (نیزهات را که زدی باز و کشیدی بیرون)۲ میزنی باز و دوباره، شود آیا نزنی؟ (یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۲ (نیزهات را که زدی باز و نمیشد حالا)۲ ساقهی نیزهی خونین شده را تا نزنی؟ (من از این وادی خون، زنده نباید بروم)۲ شک نکن این که، پرم را بزنی یا نزنی؟ دست و دل باز شو تو ای دست و بیا کاری کنه فرصت خوب و بریدن شده در جا نزنی ( یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۳
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد