تصویر کربلایی نریمان پناهی - یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنید

یک نفس آمده ام تا که عمو را نزنید

[ کربلایی نریمان پناهی ]
(یک نفس آمده‌ام، تا که عمو را نزنی)۲
تا به این سینه‌ی مجروح تو با پا نزنی

ذکر  لا حَول وَ لا از دو لبش می‌آید
با چنین نیزه‌ی سر سخت به لب‌ها نزنی

(یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۲

(عمّه نزدیک شده بر سر گودال ای تیغ)۲
می‌شود پر به سوی حنجر حَوراء نزنی

(نیزه‌ات را که زدی باز و کشیدی بیرون)۲
می‌زنی باز و دوباره، شود آیا نزنی؟

(یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۲

(نیزه‌ات را که زدی باز و نمی‌شد حالا)۲
ساقه‌ی نیزه‌ی خونین شده را تا نزنی؟

(من از این وادی خون، زنده نباید بروم)۲
شک نکن این که، پرم را بزنی یا نزنی؟

دست و دل باز شو تو ای دست و بیا کاری کنه
فرصت خوب و بریدن شده در جا نزنی

( یا حسین و یا حسین و یا حسین و یا حسین)۳

پربازدید‌ترین‌های واحد عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب‌ترین‌های عبدالله بن الحسن (ع)(محرم و صفر)

محبوب ترین‌های کربلایی نریمان پناهی

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد