
هنوز آتیش درِ خونه دل علی رو میسوزونه یادم نمیره این جماعت، این آدمای بیمروت میکشیدن منو با کینه، میزدنت به قصد غربت وای از مصیبت دیدم که خون میباره مسمار، دیدم چهلتا مردم آزار ریختند تو خونه و چهل بار، خوردی به دیوار دیدم دارن میزننت دوباره یکی رو چادر تو پا میزاره زدن نگفتن که توراهی داره (یافاطمه، یافاطمه، یا زهرا) 3 دیدم بازم با درد پهلو اومدی توی کوچه بانو یه طرفو شکسته سینه، یه طرفم کل مدینه تاکه غلاف رسید و دیدم، که زندگیم نقش زمینه وای از مدینه بمونه حرفای اضافه، قاتل من زخم غلافه از مالیات قنفذ ملعون، دیگه معافه گل امیدمو با ریشه کندن حالا که دارن دستمو میبندن وایسادن و به غصههام میخندن (یافاطمه، یافاطمه، یا زهرا) 3 قبل خلقت بود وقتی که خدا زهرا نوشت پیش تر از پیش قبل از ابتدا زهرا نوشت با ظهور او کمالات خدا اظهار شد دست حق از ابتدا تا انتها زهرا نوشت آفرینش امتداد نور لولا فاطمه است چهارده دفعه خدا با کبریا زهرا نوشت قلعۀ خیبر خودش فهمید در هم میشود روی بازوبند خود، تا مرتضی، زهرا نوشت آن قدر جبرئیل نازل شد به قلب فاطمه تا که قرآن را علی در خانه با زهرا نوشت شد مفاتیحالجنان تازه مفاتیحالجنان شیخ عباس اولین خطش که تا زهرا نوشت از شهیدان مادریهایند مفقودالاثر سرنوشت بچههای جنگ را زهرا نوشت ما کجا فیض سحرهای حرم این سالها مادری کرد و برات کربلا زهرا نوشت ما گرفتار حسینِ بین گودالش شدیم نام ما را تا که روی بوریا زهرا نوشت در میان شعلهها یک سوم سادات رفت محسنش با میخ در انگار یازهرا نوشت