
تو کوچهمون اومدن، این خونه رو چشم زدن ما هرچی خوبی کنیم، مردم این شهر بدن این خونه حقش هیزمو، حقش آتیش و دود نبود گلی که پیغمبر امانت داده بود، کبود نبود دیدن که خوشبختیم عزیز، گفتن خرابش میکنیم علی رو تو مدینه از، خجالت آبش میکنیم بد زدنت جلو چشای حسنت ناحله الجسم شدی و چیزی نموند از بدنت آه فاطمه غم من و چاه فاطمه روضه جانکاه فاطمه آه فاطمه تو کوچهمون اومدن، این خونه رو چشم زدن ماهرچی خوبی کنیم، مردم این شهر بدن فاطمه حیدر که داشت، این خونه خب در که داشت بدون اذن اومدن، این زن یه شوهر که داشت توپشت در بودی زدن، انگار نبود این کافی و نمیدونم چرا زدن، اون لگد اضافی رو هی ضربه محکم تر زدن، بدکاری با حیدر کنن یه کاری کردن با غلاف، غسل تو رو سختتر کنن درد میکشی، همش آه سرد میکشی درد میکشی، همش آه سرد میکشی تو هر چی درد داری و از، قنفذ نامرد میکشی آه فاطمه غم من و چاه فاطمه روضه جانکاه فاطمه آه فاطمه توکوچهمون اومدن، این خونه رو چشم زدن ما هرچی خوبی کنیم، مردم این شهر بدن فقط یه خواهش همین، اشک حسن رو ببین بهم نگفتی چطور، تو کوچه خوردی زمین دیگه باید بگیم روزای خوب ما یادش بخیر از بعد کوچه خندههای مجتبی یادش بخیر شب تولد حسین، اون لحظهها یادش بخیر رفتیم برای اولین بار کربلا یادش بخیر آه کربلا حسین تشنه بیردا مادرو میزنه صدا میخوره نیزه بیهوا آه فاطمه دورشو میگیرن همه یکی بیسر تو قتلگاه یکی بیدست تو علقمه آه فاطمه غم من و چاه فاطمه روضه جانکاه فاطمه آه فاطمه
علی ابراهیم آبادیسلام،بسیار عالی