نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(نگاش رفت به سمت تیر سه شعبه میره سمت آغوش تیره سه شعبه...2) ای وای ، نمیتونه به خیمه برگرده یه تیرتیز مردم آزاری ، امام حسین و بی پسر کرده ای وای،سرش به پوست گردن آویزه ولی یه قطره خون این بچه ، رو خاک کربلا نمیریزه چشم رباب بارونیه ، حسین لباسش خونیه چی داره میبینه مادر، شش ماهه شم قربونیه آی تورا زد حرمله یک خیمه پاشید۲ تورا زد بعد ازآن هم آب نوشید فقط برپوستی بند است این سر، گلویت را سه شعبه بد تراشید ..................................................... رباب نیمه جونه از داغ بچش پر از خونه تازس قنداقه ی بچش2 ای وای ، امام حسین غریب و شرمنده با دست خالی پشت این خیمه ، یه قبر کوچیکی براش کنده ای وای ، تموم این قضیه غم باره وداع مادری مریض احوال ، با طفل غرق خون شیرخواره ربابه رو پیرش کردن ، از زندگی سیرش کردن همه دیدن این مادرو ، چطور زمین گیرش کردن آی ببین از گریه مضطر بودنم را بمیرد حرمله تیرش گرفته ، زمن احساس مادر بودنم را2 یا اباعبدالله آقای من...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد